نفسی بیا و بنشین , سخنی بگوی و بشنو - که ز تشنگی بمردم بر آب زندگانی


+ تنها

هر روز که میگذره به اندازه یک عمر منتظر دیدار قشنگت میشم و با عشقت روزم و به شب میرسونم تا در تاریکی شب با تو تنها باشم ... تنهای تنها..... بدون مزاحم

 


تنها و همدم و همراز ....


همرازی که همه چی و در باره من میدونه
همرازی که حاضرم از همه دنیا بگذرم تا دیگه  ازش جدا نشم

خدا جون خیلی خیلی دوست دارم
ببخشید ... درسته من لایق دوستی مقام والای جنابعالی نیستم
ولی چکنم ... اینقدر خواستنی  و شیرین هستی که نمیتونم جلوی اظهار عشقم رو بگیرم

رد پای عابری عاشق

 

نویسنده : ; ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٩
comment نظرات () لینک

+ عزیزم دوستت دارم


عزیزم دوستت دارم

 اونقدر عاشق میشم

اونقدر از تو میگم – که به یُمن اسم تو – توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که تو سرزمین عشق – بعد مجنون یه نفر صاحب نشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسات هرجا هستم با منه

تو مگه عمر منی که دم و باز دمم تو رو فریاد میزنه – فقط تو رو داره فریاد میزنه

تو هوای تازۀ زندگی هستی که تو قصر آرزوهایم نشستی

تو همون معجزه و لطف خدایی که طلسم نا امیدیمو شکستی

میون گلها نرو سخته پیدا کردنت – گل خجالت میکشه از تو و خندیدنت 

 خیلی دوستت دارم - i love you

با تشکر از خداوند که اجازه داد دوستش داشته باشم  و آقای معین که این آهنگ را برای من خوند تا عاشق تر بشم.

کاشکی منم میتونستم مثل حافظ یه شعر که تمام  احساسمو برات بیان کنه میسرودم. حالا بجای شعر چارتا جمله سرهم کردم:

خداوند در قرآن میفرماید : انسان را عجول آفریدم.

من میگویم : کیست که روی زیبای خداوند را دید و برای رفتن به پیشگاه او عجله نکرد؟

علی – فاطمه – حسین یا من ؟ خدایا خواهش میکنم زودتر – تمنا میکنم – التماس میکنم خداااا آخه میخوام در آغوشت آرووم بگیرم.

نویسنده : ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٧
تگ ها: عاشقانه و عرفان
comment نظرات () لینک

+ در تورات آمده است که :

علی علیه السلام میفرماید :

 

 دوازده آیه از تورات را برگزیده و به عربی برگردانده ام و هر روز سه بار در آن نظر می کنم:

   فرزند آدم! تا مرا داری با احدی انس مگیر و چون مرا یافتی البته بسیار مهربان و نزدیک خواهی یافت .

 فرزند آدم! به حق خودم سوگند که من تو را دوست دارم پس به حق خودم بر تو سوگندت میدهم که تو هم با من دوست باشی .

  فرزند آدم! برای خود بر من خشم میگیری ؛ ولی برای من بر خود غضب نمیکنی ؟

فرزند آدم! هر چیزی تو را برای خودش می خواهد و من تو را برای خودت ؛ پس از من مگریز!

بقیه در ادامه مطلب:::دل مومن خانه خداست

...
ادامه مطلب
نویسنده : ; ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٥
comment نظرات () لینک

+ کی بهتر از من برات میمیره؟

خداوندا ، از جنابعالی تشکر میکنم. چون هدایتم کردی.

وقتی دوست صمیمی من به من ستم کرد ، آنرا در ذهنم نگهداشتی.

وقتی دوست دیگرم بخاطر آزاری که من اشتباها به او رساندم مرا ترک کرد ، آنرا در ذهنم نگهداشتی.

وقتی هر یک از اعضا فامیل مرا در سخت ترین روزهای عمرم تنها گذاشتند ، جنابعالی غیر مستقیم به من گفتی : دیدی آخرش چی شد ؟ کی پناهت داد ؟ کی کمکت کرد؟ کی دلگرمت کرد ؟ هرکس به یک بهانه ای مرا ترک کرد.

وقتی هر یک از اعضا خانواده ام که تمام محبت و عشق و علاقه و جانم را فدای آنها میکردم یکی یکی در مرحله ای از زندگی از همراهی با من بازماندند و هیچکدام  توان برابری عشق مرا نداشتند به من فهماندی که کسی نمیتواند جوابگوی عشق من باشد . و..... هر کسی در این دنیا بالاخره یک جا مرا تنها میگذاره و من افسوس میخورم که با این همه هدایت چرا زودتر متوجه نشدم و هر بار به جنابعالی شکایت میکردم که خدایا چرا فلانی باید بعد از این همه دوستی و محبت اینقدر بی معرفت باشه که منو تنها بگذاره ؟

و از دست او ناراحت میشدم که چقدر بی معرفته و از دست جنابعالی هم ناراحت میشدم که چرا باید این بلا سر من بیاد و این ضربه روحی به من بخورد؟

در حالیکه این بلا نبود . بلکه هدایت بود که : ( عزیز من هیچکس تو را مثل من دوست نداره)  ، تا من یواش یواش بفهمم که هیچکسی به اندازه خودت با معرفت و با محبت و صمیمی نیست .

هیچکس تحمل آزار منو نداره وبه اندک رنجشی از من جدا میشوند.

هیچکس اینقدر صبور نیست.

هیچکس به این درجه منو دوست نداره و اگرهم داره ظاهریه و بالاخره یک جا از دست من خسته میشه ، هر چند خوبترین دوستش باشم ، ..... وای از دست جنابعالی که برات خوبترین نبودم و هیچ وقت از من خسته نشدی و ذره ای محبتت به من کم نشد .

بازم شرمندم.

 

هر کسی بجای جنابعالی بود تا حالا منو میلیونها بار نابود کرده بود. آخه اینقدر که شما خوبی ، در مقابل من خیلی بد بودم . خیلی دوستم داشتی و خیلی به من محبت میکردی و بارها از بلاهای شدید نجاتم دادی ...  ولی من (شرمنده) اصلا به جنابعالی محل نمیدادم و عوضش به بنده هات توجه داشتم . عشق و محبتم را نثار اونها کردم  و افسوس ..... ولی در عین حال متشکرم که منو آگاه کردی که چه کسی را باید دوست داشت و چه کسی از همه با ارزشتر است؟

برای همین اینجا اعتراف میکنم که ای عزیز دل  : من چهل سال در اشتباه بودم و تمام عشق و محبت خودم را نثار کسانی کردم که کاش نمیکردم. ( شاهدش هم این همه وبلاگ هست که یکی عاشق اون یکی بوده ولی بعد از مدتی به هر علتی طرف ترکش کرده و این فهمیده که نباید عشقش را نثار طرف میکرده)

 

خدایا

 

اعتراف میکنم که در این دنیا فقط و فقط جنابعالی لیاقت معشوقی من ( و سایر انسانها)  را داری. . . کاش زودتر متوجه میشدم ( و میشدیم )

کاش بتونم جبران کنم.

کاش بتونم من لایق بشم و همینطور که من به شما افتخار میکنم . جنابعالی هم به من افتخار کنی .

گر چه میدونم و مطمئن هستم که صمد هستی و به من و بهتر از من نیاز نداری ( و این موضوع منو کشته ) ولی امیدوارم تا وقتی که مهلتم میدی در این دنیا بمونم بتونم رضایت شما را جلب کنم . الهی فدات شم . الهی دورت بگردم..... منو ببخش

از طرف بندۀ پشیمونت.

 

سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی - دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

 

نویسنده : ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٦
comment نظرات () لینک